اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
424
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
حارث و عتبه و معتب پسران ابو لهب و فضل بن عباس و عبد الله بن زبير بن عبد المطلب و بقولى ايمن بن [ ام ] ايمن بودند . خداى عز و جل گفته است : * ( و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئا و ضاقت عليكم الارض بما رحبت ثم وليتم مدبرين ثم انزل الله سكينته على رسوله و على المؤمنين و انزل جنودا لم تروها ) * ، [ 1 ] » و روز حنين هنگامى كه بسيارى شما ، بشگفتتان آورد پس كفايت نكرد از شما چيزى را و زمين با فراخيش بر شما تنگ آمد سپس پشتكننده برگشتيد . سپس خداى آرامش خود را بر پيمبرش و بر مؤمنان فروفرستاد و لشكرهايى را كه آنها را نديديد ، فروفرستاد . « بعضى از قريش آنچه در دل داشتند ، آشكار ساختند ، ابو سفيان گفت : به خدا سوگند ، شكست و گريزشان به دريا نرسيده پايان نمىپذيرد . كلدة بن حنبل [ 2 ] گفت : امروز جادوگرى باطل گشت . شيبة بن عثمان گفت : امروز محمد را مىكشم . پس رسول خدا را خواست تا او را بكشد . پيامبر حربه را از او گرفت و آن را بدلش چسبانيد آنگاه رسول خدا به عباس گفت : صح ، يا للانصار ، و صح ، يا اهل بيعة الرضوان ، صح ، يا اصحاب سورة البقرة ، يا اصحاب السمرة ، » فرياد كن ، اى ياوران ، و فرياد كن ، اى اهل بيعت رضوان ، فرياد كن ، اى اصحاب سوره بقره ، اى اصحاب درخت خار . « سپس مردم درهم شكسته شدند و خدا پيمبر خود را پيروز كرد و او را بلشكرهايى از فرشتگان نيرومند ساخت و على بن ابى طالب بسوى پرچمدار هوازن رفت و او را كشت و شكست و گريز پيش آمد و از هوازن مردمى بسيار كشته شدند و از آنان بردگانى بسيار كه شماره شان بهزار سوار ميرسيد ، گرفته شد و غنيمتها بجز ربوده شده ها ، به دوازده هزار شتر رسيد ، و دريد بن صمه كشته شد و آن بر مردم گران آمد ، پس رسول خدا گفت : الى النار و بئس المصير ، امام من ائمة الكفر ، ان لم يكن يعين بيده فانه يعين برأيه ، » رهسپار آتش است و چه بد جايى است ، پيشوايى از پيشوايان كفر ،
--> [ 1 ] س توبه ، ى 25 - 26 . [ 2 ] يا جبلة بن حنبل .